حسرت دیده
شب براي چيدن ستاره هاي قلبت خواهم آمد. بيدار باش من با سبدي
پر از بوسه مي آيم و آن را قبل از چيدن روي گونه هايت مي کارم تا بداني اي خوبم دوستت دارم
عشق ور زيدن ضمانت تنها نشدن نيست
من از طرز نگاه تو اميد مبهمي دارم، نگاهت را مگير از من...که با آن عالمي دارم!
کاش زندگي شعر بود تا برايش يک دنيا شعر مي سرودم تا با آهنگش در خلوت
بي کسي هايش هيچوقت تنها نماند کاش زندگي قصه بود تا برايش يک دريا
قصه مي گفتم تا همسفر با ماهيهاي آزاد هميشه اقيانوس خوشبختي را پيدا کند
+ نوشته شده در یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 10:10  توسط کاظم عباسی
|
